|
قانون جذب
آیا تا به حال به چگونگی بر آورده شدن آرزوهایتان اندیشیده اید؟
*کسانی که به طرف عقربه های ساعت امضا می کنند .انسان های منطقی هستند *کسانی که بر عکس عقربه های ساعت امضا می کنند .دیر منطق را قبول می کنند و بیش تر غیر منطقی هستند . *کسانی که از خطوط عمودی استفاده می کنند لجاجت و پافشاری در امور دارند . *کسانی که از خطوط افقی استفاده می کنند انسان های منظمی هستند . *کسانی که با فشار امضا میکنند در کودکی سختی کشیده اند *کسانی که پیچیده امضا می کنند شکاک هستند *کسانی که در اضا خود اسم و فامیل می نویسند خودشان را در فامیل بر تر می دانند . کسانی که در امضای خود فامیل می نویسند دارای منزلت هستند .* کسانی که اسم شان را می نویسند و روی آن خط می زنند شخصیت خود را نشناخته اند *کسانیکه به حالت دایره و بیضی امضا می کنند می خواهند به قله برسند . شما جزء کدام دسته از شخصیت امضا هستید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نوع مطلب : برچسب ها : در این شرایط ازدواج نکنید ! 1.زیبایی خیره کننده .قبل از اینکه کسی را برای خود انتخاب کنید اولویت هایتان را مشخص کنید با اینکه زیبایی برایتان اهمیت دارد اما چه چیزهایی هست که براتون از زیبایی اهمیت بیشتری دارد 2.پر ستیژو موقعیت اجتماعی ویژه .می گویند لازم نیست دخترها نصف عمرشان را درس بخونند تا بهش بگند خانم دکتر .همین که همسر یک دکتر شوند همه آنها را خانم دکتر صدا میزنند .اگر در چنین موقعیتی قرار گرفتید فرد را بدون شغل و موقعیت خاصش تصور کنید 3.شیفتگی و عشق بی اندازه .اگر عاشق هستید بهتر است مدتی صبر کنید و از رابطه فاصله بگیرید تا این تب در شما فرو کش کند و بتوانید با دخالت بیشتر عقل در مورد زندگی آیندتان تصمیم گیری کنید . 4.احساس تنهایی شدید .افراد تنها به راحتی می توانند تنهایی شان را با دوستان و آشنایان تا حدی بر طرف کنند و به فکر حل مساله از طریق ازدواج نباشند 5.عجله .در هر انتخابی وقتی ما در شرایط اضطراری و عجله قرار می گیریم امکان اشتباه کردنمان چندین برابر می شود و زمانی که این انتخاب به بزرگی انتخاب شریک زندگی باشد حساسیت آن هم چند برابر می شود پس ارزشش را دارد که به این فکر مبارزه کنید . 6.سن پایین .سنین زیر20 سال می تواند برای ازدواج پر خطر باشد . 7.شناخت ناقص.ما زمانی می توانیم به شناخت کامل تر برسیم که با همه ابعاد وجود ی فردی و در شرایط و موقعیت های مختلف رو به رو شده باشیم
8.بحران روحی .در حالت بحران ذهن ما فعالیت طبیعی ندارد و امکان اشتباه در این وضعیت بالاست .این نوع ازدواج ها دقیقا مصداق از چاله به چاه افتادن است 9.سر خوشی و هیجان .در این وضعیت بهتر است مدتی صبر کنیم تا مغز به حالت عادی بر گرددو مجددا در مورد این شخص فکر کنیم در اکثر موارد انتخاب های هیجانی بعد از مدتی از چشم مان می افتند . 10.چشم و هم چشمی .چشم و هم چشمی به طور خاص در مورد افراد ی دیده می شود که از همسر خود جدا شده اند و همسر آنها مجددا ازدواج کرده است در چنین شرایطی میل شدید به جبران کردن و کم نیاوردن در ما پدید می آید که ضریب خطا در انتخاب را تا حد زیادی بالا می برد توصیه می شود برای این جبران و رو کم کنی .راه های دیگری به جزءازدواج را در پیش بگیریدنوع مطلب : برچسب ها :
فروردین :گل رز گاهی بدون فکر قبلی کاری انجام می دهید بسیار رک هستید و عاشق مسافرت !اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید و پشتکارتان خوب است . اردیبهشت: گل نسترن فردی صبور و پر طاقت هستید و اراده ی بسیار قوی دارید دوست دارید کارها را به آهستگی اما به طور جدی انجام دهید خجالتی هستید و قابل اعتماد و سعی می کنید از مشاجره دوری کنید خرداد :گل یاس سفید رفتار دوستانه ای دارید رک گو بوده و همین امر به جذابیت شما می افزاید مانند گل یاس همیشه برای زنده کردن یک مجلس و معطر کردن آن حضور دارید از رفتار بد دیگران سریع می گذرید و برای رفاقت ارزش زیادی قائل اید . تیر:گل بنفشه زندگی همیشه برای تان شیرین نیست و زیاد با فراز و فرود های آن مواجه می شوید به جای داشتن در آمدی جزئی به فکر در آمد های کلان هستید .ذهن خلاقی دارید و به دنبال فعالیتهای خلاقانه هستید در خانه بیش تر از همه جا احساس امنیت و آرامش می کنید . مرداد :گل شب بو فردی با محبت خونگرم و دلسوز هستید .گاهی از کمبود اعتماد به نفس رنج می برید و کمی نیز احساس ترس در شما دیده می شود .برخی اوقات مردم از اخلاق خوب شما سوءاستفاده می کنند . شهریور :گل داوودی جد ی متفکر و تا حدی اندیشمند هستید در کارها ی تان سر سختی و سماجت دارید و این مساله گاهی ضرر شما تمام می شود با وجود آن که شخص مهربانی هستید اما برخی اوقات رگه های نامهربانی در شما نمایان می شود که این مساله دیگران را آزار می دهد . ادامه مطلب نوع مطلب : برچسب ها :
درختی بود به نام درخت آرزوها! درختی تنومند و کهنسال با شاخ و برگ های زیاد مردم دهکده به آ ن درخت آرزو ها می گفتند آنها اعنقاد داشتند اگر میخی به آن درخت بکوبند به آرزوها یشان میرسند .از قدیماین کار مرسوم شده بود غافل از این که با این کار آرزوهای خودشان رامانند میخی به درخت می کوبیدند و شاید دست نیافتنی شان می کردند . پس از سالیان دراز درخت آرزوها پر شده بود از میخ های ریز و درشت اهالی روستا دیگر تحمل نداشت دیگر خسته شداز این که مردم دهکده برای خواسته ای یک میخ بر آن بکوبند پر شده از بی رحمی آرزو ها ی دیگران و این چنین روزی عمرش پایان یافت و قربانی آرزوها ی دیگران شد آن درخت هم روزی نهالی بود جزیی که آرزوها ی طبیعت و حالا طبیعت هم از سنگدلی انسان ها در امان نماند .شاید درخت آرزوها می توانست نامش را دررکورد ها ثبت کند اما شرمنده از نیت اهالی آن دهکده .ای آدم هایی که در این دنیا زندگی میکنید !برای رسیدن به خواسته ها یمان نیازی نیست به دل کسی سنگ بزنیم از حقوق هم بگذریم و یا بر درختی میخ بکوبیم !مطمئن باشیم چیزی که با صبر و تلاش پیش رود روزی دست یافتنی خواهد شد با کوبیدن میخ و افکار منفی و غلط آنها را دست یافتنی نکنیم .اجازه دهید آرزوهایتان رویاهایتان حرکت کنند و مانند هر قاصدکی به سرزمین آرزوها برود تا روزی بر آورده شود .نوع مطلب : برچسب ها : یک روز ارباب خانه سه مستخدم خود را فرا خواند وبه انان اعلام کرد که قصد دارد
به مسافرتی طولانی برود قبل ازترک خانه او به هر یک از مستخدم ها تعدادی قنطار داد
(قنطارسنگ قدیمی دارای ارزش پولی زیادی است )داد .در ان زمان ها ارزش یک قنطار
برابر مزد چند ساله ی یک کارگر متوسط و بیانگرمبلغ قابل ملاحظه ای پول بود.به یک
مستخدم پنج قنطار /به دیگری دو عدد و به نفر سوم یک قنطار داد .او هنگام ترک خانه
به مستخدم ها تاکید کرد در غیاب او از این
قنطار ها مراقبت کنند . هنگامی که ارباب رفت مستخدمی که پنچ قنطار داشت ان را به بازار بردو با ان
تجارت کرد و پنج قنطار را به 10عدد افزایش داد .مستخدم دوم هم همان کار را کرد و
دو تا را به 4تا تبدیل کرد .مستخدم سوم که یک مرد محتاط بود قنطار خود را برای
محافظت در خاک پنهان کرد بعد از مدتی ارباب بر گشت و سه مستخدم را جمع کرد و راجع
به وضعیت قنطار هایی که به انان داده بود پرس و جو کرد .مستخدم اول شرح داد که او
چگونه عاقلانه با قنطار ها تجارت کرده و پنج قنطارخود را به همراه پنج قنطار اضافی
به ارباب خود نشان داد .ارباب به مستخدم گفت (بسیار عالی)! مستخدم دوم هم جلو امد و تجارت خود را توضیح داد و دو قنطار اصلی و دو قنطار
اضافی را به ارباب نشان داد ارباب مجددا گفت بسیار عالی ! سر انجام مستخدم سوم پیش امد و داستان خود را بیان کرد .او گفت من ترسیدم که
پول خود را از دست بدهم پسان را با احتیاط در زمین پنهان کردم سپس با غرور یک
قنطار خود را که از ان مراقبت کرده بود به ارباب نشان داد ارباب نگاهی به قنطار ی
که با ان کار نشده بود کرد و گفت:این قنطار را به کسیکه الان 10قنطار دارد بده ! وظیفه ما در قبال ان چه زندگی به ما می دهد –چه یک قنطار و
چه صد قنطار –این است که کاری انجام دهیم(اقدام )یکی از قطعات اصلی پازل زندگی است
که توان معنا بخشی به بینش ما دارد اقدامات هوشمندانه .برنامه ریزی شده سخت کوشا
نه و پایا موجی ار انرژی های تازه را می
آفرینند و ما را به سمت آینده ای مهیج که افکار و امیال ما را تشکیل می
دهند هدایت می کنند . نوع مطلب : برچسب ها : وظیفه ما در قبال ان چه زندگی به ما می دهد –چه یک قنطار و چه صد قنطار –این است که کاری انجام دهیم(اقدام )یکی از قطعات اصلی پازل زندگی است که توان معنا بخشی به بینش ما دارد اقدامات هوشمندانه .برنامه ریزی شده سخت کوشا نه و پایا موجی ار انرژی های تازه را می آفرینند و ما را به سمت آینده ای مهیج که افکار و امیال ما را تشکیل می دهند هدایت می کنند .، پسر بچه ی 8ساله ای پیش پیرمرد مسنی رفت و از او پرسید :(ایا می توانی راززندگی را به من بگویی؟) پیرمرد نگاهی به پسر انداخت و گفت من در طول عمرم خیلی به
این مساله فکر کردم و به نظرم راز زندگی در چهار کلمه خلاصه می شود . 1.فکر کردن :به ارزش هایی که می خواهی بر اساس ان ها زندگی کنی فکر کن . 2.باور کردن:خود را باور کن و بر اساس ان چه فکر کرده ای عمل کن تابه ارزش ها یی که در سر داری برسی. 3.ارزو کردن ارزو چیزیرا بکن که بر اساس باورهایت نسبت به خود و ارزش هایی که در سر داری باشد. 4.جرات کردن :جرات کن ارزوهایت را
بر اورده کنی ارزوهایی براساس باور ها و ارزش هایی که در سر داری سر انجام (والتر دیزنی) به پسر بچه گفت (فکر کن –باور کن –ارزو
کن –جرات کن!!! نوع مطلب : برچسب ها :
ادامه مطلب نوع مطلب : برچسب ها : توقع ندارم کسی مرا کامل بشناسد توقع ندارم حتما دوست ام بدارند توقع ندارم باید خوبی هایم را ببینند چرا که می دانم در کجا ایستاده ام ! جایی که می توانم دیگران را بشناسم دیگران را دوست داشته باشم و خوبی های شان را ببینم و همین کافی ست نوع مطلب : برچسب ها : روزی روزگاری پادشاهی چهار همسر داشت او عاشق و شیفته همسرچهارمش بود با دقت و ظرافت خاصی با
او رفتار می کرد و او را با جامه های گران قیمت و فاخر می اراست و به او از بهترین
ها هدیه می کرد .همسر سومش را نیزبسیاردوست داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه
همسایه فخر فروشی می کرد اما همیشه می ترسید که مبادا او را ترک کند و نزد دیگری
رود همسر دومش زنی قابل اعتماد .مهربان صبور و محتاط بود هر گاه که این پادشاه با
مشکلی مواجه می شد فقط به او اعتماد می کرد و او نیز همسرش را در این مورد کمک می
نمود .همسر اول پادشاه .شریکی وفادار و صادق بود که سهم بزرگی در حفظ و نگهداری
ثروت و حکومت همسرش داشت .او پادشاه را از صمیم قلب دوست داشت اما پادشاه به ندرت
متوجه این موضوع می شد .روزی پادشاه احساس بیماری کرد خیلی زود دریافت که فرصت
زیادی ندارد او به زندگی پر تجملش می اندیشید و در عجب بود و با خود می گفت :من
چهار همسر دارماما الان که در حال مرگ هستم تنها مانده ام .بنابر این به همسر
چهارمش رجوع کرد و به او گفت من از همه بیشتر عاشق تو بوده امتو را صاحب لباس های
فاخر کرده ام وبیشتر ین توجه من نسبت به تو بوده است .اکنون من در حال مرگهستم ایا
با من همراه می شوی ؟؟؟او جواب داد( به هیچ وجه )و در حالی که چیز دیگری می گفت
ازکنار او گذشت .جوابشهمچون کاردی در قلب پادشاه فرو رفت پادشاه غمگین از همسر سوم
سوال کرد و به او گفت در تمام طول زندگی به تو عشق ورزیده ام اما حالا در حال مرگ هستم
ایا تو با من همراه می شوی ؟او جواب داد نه زندگی خیلی خوب است و من بعد ازمرگ تو
دوباره ازدواج خواهم کرد .قلب پادشاه فرو ریخت و بدنش سرد شد بعد به سوی همسر دومش رفت و گفت من
همیشه برای کمک نزد تو می امدم و تو همیشه کنارم بودی .اکنون در حال مرگ هستم ایا
تو همراه من می ایی؟او گفت متاسفم در این مورد نمی توانم کمکی به تو بکنم حداکثر
کاری که بتونم انجام دهم این است که تاسر مزار همراهت بیام جواب او همچون گلوله ای
اتش پادشاه را ویران کرد .ناگهان صدایی او را خواند من با تو خواهم امد همراهت
هستم فرقی نمی کند به کجا روی با تو می ایم پادشاه نگاهی انداخت همسر اول بود !او
به علت عدم توجه پادشاه و سوء تغذیه بسیار نحیف شده بود پادشاه با اندوهی فراوان
گفت ای کاش زمانی که فرصت بودبه تو بیشتر
توجه می کردم .در حقیقت همه ما در زندگی کاری خویش جهار همسر داریم .همسر چهارم
ما سازمان است .بدون توجه به این که تا چه حد برایش زمان و امکانات صرف کرده ایم و به او پرداخته ایم هنگام ترک سازمان یا محل خدمت ما را تنها می گذارد همسر سوم ما
موقعیت مان است که بعد از ما به دیگران انتقال می یابد .همسر دوم ما همکاران هستند
فرقی نمی کند چقدر با هم بوده ایم بیشتر ین کاری که می توانند انجام دهند این است
که ما را تا محل بعدی همراهی کنند .همسر اول ما عملکرد ما است اغلب به دنبال ثروت
قدرت و خوشی از ان غفلت می نماییم در صورتی که تنها کسی است که همه جا همراهمان
است پس همین حالا ان را احیا نمایید بهبود سازید و مراقبتش کنید نوع مطلب : برچسب ها : .در حقیقت همه ما در زندگی کاری خویش جهار همسر داریم .همسر چهارم ما سازمان است .بدون توجه به این که تا چه حد برایش زمان و امکانات صرف کرده ایم و به او پرداخته ایم هنگام ترک سازمان یا محل خدمت ما را تنها می گذارد همسر سوم ما موقعیت مان است که بعد از ما به دیگران انتقال می یابد .همسر دوم ما همکاران هستند فرقی نمی کند چقدر با هم بوده ایم بیشتر ین کاری که می توانند انجام دهند این است که ما را تا محل بعدی همراهی کنند .همسر اول ما عملکرد ما است اغلب به دنبال ثروت قدرت و خوشی از ان غفلت می نماییم در صورتی که تنها کسی است که همه جا همراهمان است پس همین حالا ان را احیا نمایید بهبود سازید و مراقبتش کنید، هنگامی که در کاری شکست خوردم تمام جملات و کلمات اطرافیان
و دوستانم را درباره نهی از ان کار بود به یادم اوردم جملاتی مانند حوصله کن الان
وقت انجام این کار نیست روی این کار دقت و مطالعه بیشتری کن جوانب گوناگون این
عملرا بسنج و .....اما من گوشم نمی شنید و کارخودم را انجام می دادم با همین
خودمحوریو خود خواهی سرمایه ای را با زحمت به دست اورده بودم به فردی دادم و در
رویاهایم چشن ثروتمند شدن ودر رفاه زندگی کردن گرفتم زمانی نه چندان طولانی سپری
شد و نشانه هایشکست مالی-تجاری-پدیدارگشت-ارام ارام وجدانم به جنب و جوشافتاد و
داهای تهی کننده و نصیحت امیزو خیر خواهانه حیاتی مجددوتازه یافتند و خود را اشکار
ساختند ابتدا از روی یک دندگی و لج بازی این صداها را نشنیده می گرفتم اما ابر های
سیاه شکست کامل اشکار شدند و با خود سیل های سرزنش درونی و بیرونی اوردند و غرورم
را یکسره با خود بردند تسلیم شدم و تصمیم جدیدی گرفتم تصمیم جدید این بود به همه
نصیحت ها حتی انهایی که کم اهمیت به نظر می ایند کاملا گوش کنم تمام صداها یی را
که در ان دستور و فرمان و نهی است بشنوم سعی کنم در هر کاری با اشنایان ان کار
مشورت کرده و تحقیق جامعی به عمل اورم به حرف های دوستان و حتی دشمنان توجه وافری
کنم و درخلوتم این حرف ها را در ترازوی داوری وجدانی قرار داده و با چشم دیگری به
انها نظر کنم به خودم قول دادم در تصمیم ها ی کوچک و بزرگ به حرف افراد کوچک و
بزرگ گوش کنم و سرانجام شنونده فعالی باشم. نوع مطلب : برچسب ها : درباره وبلاگ ![]() قانون جذب به این صورت تعریف میشود: من هر آنچه را که بدان توجه می کنم انرژی میدهم و بر آن تمرکز می کنم و به زندگی ام جذب میکنم .هیچ وقت برای لذت بردن از زندگی و برای عوض شدن دیر نیست. هرکس که در زندگی زودتر تغییر کند زودتر موفق خواهد شد... مدیر وبلاگ : مهناز مطالب اخیر موضوعات آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه پیوندها نویسندگان برچسبها آمار وبلاگ کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|